کتاب خاطرات هنرپیشه نقش دوم

ناموجود

7 روز ضمانتبازگشت کالا

پشتیبانی24 ساعته

ضمانتاصالت کالا

روش‌هایارسال کالا

پرداختآنلاین

در یک غمنامه‌ی بزرگ، هنرپیشه‌ی نقش دوم هرگز نمی‌میرد!» هوه ببخشید؛ این حرف مال من نیست. بله، این حرفو یک کسی به من گفت که، که در زندگیش هفت بار مرده بود، با وجود این وقت گفتن این حرف به صدای بلند می‌خندید. خوشحال بود، و از غصه گریه می‌کرد؛ چرا نمی‌مرد؟ چرا نمی‌مرد؟ شب بود، ئو همه دور آتش بودیم. بلقیس هم بود. و فردا روزی که آتش خاموش شده بود من از ذوالفقار پرسیدم منظورش کدوم ما بودیم؟ من و منی کرد و بله، عادتش این بود که این‌جور وقت‌ها به پشت سرش دستی می کشید؛ اینطور می ماند و با احترام جسد را نشان می دهد ذوالفقار اونجاست؛ اون بالا. ما با هم اومدیم. کی خیال می‌کرد که ما به پایتخت سراغ مرگ می آئیم ؟ نه، ما دنبال چیز دیگه ای آمدیم صدا دنبال چی؟ متن بالا قسمتی از کتاب خاطرات هنرپیشه نقش دوم است که توسط بهرام بیضایی در 99 صفحه نوشته شده و در انتشارات روشنفکران و مطالعات زنان به چاپ رسیده است.

جهت ثبت اطلاع رسانی، لازم است وارد حساب کاربری خود شوید.
×

مرورگر شما PDF را پشتیبانی نمی کند. دانلود PDF

×