معرفی برند انتشارات چشمه

شما با شنیدن نام «چشمه» چه چیزی به خاطرتان می‌آید؟ زمینی سخت که از دل آن مایه‌ی حیات به بیرون می‌جوشد؛ اسم با مُسمایی است وقتی بر نشری گذاشته شود که مایه‌ی حیات معنوی و روح آدمی (کتاب) از آن جریان پیدا می‌کند. در هر جامعه‌ای تعدادی نهاد و موسسه‌ی فرهنگی هستند که با به دوش کشیدن سختی‌های بسیاری تلاش به افزایش سطح علم و فرهنگ مردم آن سرزمین را دارند؛ ناشران و موسسات انتشاراتی یکی از همین پیشرویان در این راه‌ هستند. این مسئله در کشورهایی که کم‌تر توسعه‌یافته و جهان سومی‌اند، کمی سخت‌تر از کشورهای پیشرفته بوده و هست. به جرات نشر چشمه را می‌توان یکی از برجسته‌ترین و بارزترین نشرها در ایران دانست که به خاطر وسواس خوبی که در چاپ و انتشار کتاب‌ها داشته و نپذیرفتن هر کتابی برای بودن در ویترین فروشگاهش، به یکی از خاص‌ترین‌ها در وادی نشر و چاپ کتاب در ایران تبدیل شده است. چشمه در ابتدا یک کتابفروشی بوده که اکنون در قالب یک انتشارات به فعالیت فرهنگی خود ادامه می‌دهد (مانند بسیاری از نشرهای دیگر). نشر چشمه از سال 1364 شروع به چاپ کتاب کرد و طی 24 سال (تا سال 1388) بیش از 270 عنوان کتاب در ژانرهای گوناگون منتشر نمود؛ امروزه این عدد به بیش از 700 عنوان رسیده که به خاطر اهمیت خاصی که مدیران چشمه به حوزه‌ی ادبیات دارند تقریبا 300 عنوان از این تعداد را به این ژانر اختصاص داده‌اند که این امر باعث شده از چشمه، بیشتر به عنوان ناشری ادبی یاد شود. در لیست بلندبالای عناوین ادبی‌ای که توسط انتشارات چشمه به چاپ رسیده است، نام صاحبان قلم و اورنگ‌نشینان ادب و فرهنگ در ایران همچون احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، فریدون مشیری، صادق هدایت، هوشنگ ابتهاج (سایه)، احمدرضا احمدی و... به چشم می‌خورد. البته که کم نبودند و نیستند نویسندگان نوقلمی و نوباوه‌ای که با این نشر شروع به کار کردند و بعدها در وادی ادب و فرهنگ نامشان شناخته شد. با این‌که تمرکز نشر چشمه بیشتر به کتاب‌های ادبی بوده ولی این امر باعث نشده که از کتاب‌های حوزه‌های دیگر همچون سیاست، اقتصاد، فلسفه، کودک و نوجوان، موسیقی، سینما، تئاتر، تاریخ و اسطوره و... غافل شود. انتشارات چشمه یک هدف والا هم دارد که نگاه همه‌ی چشمه‌ای‌ها به آن است که همان طلوع خورشید روزی است که در آن، طاقچه‌ و قفسه‌ی کتابِ‌ همه‌ی خانه‌های ایران‌زمین، در هر شهر و هر منطقه‌ای و به هر زبانی، کتاب‌های نشر چشمه به خوانده‌شدن در آن باشد و با بازگردانی آثارش به زبان‌های مختلف دنیا، تاج رخشان جهانی شدن بر سر نهد؛ به امید آن روز.

شما با شنیدن نام «چشمه» چه چیزی به خاطرتان می‌آید؟ زمینی سخت که از دل آن مایه‌ی حیات به بیرون می‌جوشد؛ اسم با مُسمایی است وقتی بر نشری گذاشته شود که مایه‌ی حیات معنوی و روح آدمی (کتاب) از آن جریان پیدا می‌کند. در هر جامعه‌ای تعدادی نهاد و موسسه‌ی فرهنگی هستند که با به دوش کشیدن سختی‌های بسیاری تلاش به افزایش سطح علم و فرهنگ مردم آن سرزمین را دارند؛ ناشران و موسسات انتشاراتی یکی از همین پیشرویان در این راه‌ هستند. این مسئله در کشورهایی که کم‌تر توسعه‌یافته و جهان سومی‌اند، کمی سخت‌تر از کشورهای پیشرفته بوده و هست. به جرات نشر چشمه را می‌توان یکی از برجسته‌ترین و بارزترین نشرها در ایران دانست که به خاطر وسواس خوبی که در چاپ و انتشار کتاب‌ها داشته و نپذیرفتن هر کتابی برای بودن در ویترین فروشگاهش، به یکی از خاص‌ترین‌ها در وادی نشر و چاپ کتاب در ایران تبدیل شده است. چشمه در ابتدا یک کتابفروشی بوده که اکنون در قالب یک انتشارات به فعالیت فرهنگی خود ادامه می‌دهد (مانند بسیاری از نشرهای دیگر). نشر چشمه از سال 1364 شروع به چاپ کتاب کرد و طی 24 سال (تا سال 1388) بیش از 270 عنوان کتاب در ژانرهای گوناگون منتشر نمود؛ امروزه این عدد به بیش از 700 عنوان رسیده که به خاطر اهمیت خاصی که مدیران چشمه به حوزه‌ی ادبیات دارند تقریبا 300 عنوان از این تعداد را به این ژانر اختصاص داده‌اند که این امر باعث شده از چشمه، بیشتر به عنوان ناشری ادبی یاد شود. در لیست بلندبالای عناوین ادبی‌ای که توسط انتشارات چشمه به چاپ رسیده است، نام صاحبان قلم و اورنگ‌نشینان ادب و فرهنگ در ایران همچون احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، فریدون مشیری، صادق هدایت، هوشنگ ابتهاج (سایه)، احمدرضا احمدی و... به چشم می‌خورد. البته که کم نبودند و نیستند نویسندگان نوقلمی و نوباوه‌ای که با این نشر شروع به کار کردند و بعدها در وادی ادب و فرهنگ نامشان شناخته شد. با این‌که تمرکز نشر چشمه بیشتر به کتاب‌های ادبی بوده ولی این امر باعث نشده که از کتاب‌های حوزه‌های دیگر همچون سیاست، اقتصاد، فلسفه، کودک و نوجوان، موسیقی، سینما، تئاتر، تاریخ و اسطوره و... غافل شود. انتشارات چشمه یک هدف والا هم دارد که نگاه همه‌ی چشمه‌ای‌ها به آن است که همان طلوع خورشید روزی است که در آن، طاقچه‌ و قفسه‌ی کتابِ‌ همه‌ی خانه‌های ایران‌زمین، در هر شهر و هر منطقه‌ای و به هر زبانی، کتاب‌های نشر چشمه به خوانده‌شدن در آن باشد و با بازگردانی آثارش به زبان‌های مختلف دنیا، تاج رخشان جهانی شدن بر سر نهد؛ به امید آن روز.