معرفی برند انتشارات قطره

چک... چک... چک... هر قطره‌ای برای خود داستانی دارد و شاید اگر می‌توانست قلم به دست بگیرد و داستان زندگی‌اش را بنویسد، قصه‌‌ا‌ی خواندنی و کتابی پرفروش می‌شد؛ از آغاز تشکیلش تا لحظه‌ی وصالش به دریا، دریایی که با همه‌ی بزرگی‌اش چیزی نیست به جز یک دورهمی دلچسب از قطرات کوچک آب؛ همین قطره‌ها هستند که وجود دریا را موجود می‌کنند. حتما شما هم شنیده‌اید که بی‌کرانگی و بزرگی خیلی چیزها را به دریا تشبیه می‌کنند مثل دانش. حالا یک سوال، قطرات دریای دانش چه چیزهایی می‌توانند باشند یا به عبارتی دیگر اجزای تشکیل دهنده‌ی علم و آگاهی چه‌ چیزهایی هستند؟ شاید بتوان نشر و کتاب را ذرات دریا و یا حتی اقیانوس بی‌کران علم و دانش دانست، که به‌حق گهواره‌ا‌ی گرم برای آن بوده و سالیان سال است که مهربانی آغوشش را به همگان ثابت کرده است. بهرام فیاضی (مدیر انتشارات قطره) نیز زمانی که می‌خواست برای نشرش نام انتخاب کند، همین اعتقاد را داشته؛ هر کتاب را چون قطره‌ای می‌دانست از دریای دانش، هدفش هم این بود که انتشارات قطره سریرِ آرامشی باشد برای این قطرات (کتاب‌ها). نشر قطره از سال 1367 که کار خود را آغاز کرده تا به امروز توانسته بیش از 2000 عنوان کتاب در زمینه‌های مختلف منتشر کند. از جمله حوزه‌هایی که انتشارات قطره در آن ورود کرده می‌توان به ادبیات و رمان (چه داخلی و چه خارجی)، تئاتر، روانشناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم اجتماعی، خاطرات و زندگی‌نامه، زبان‌شناسی، فلسفه و عرفان، پزشکی، دین و هنر اشاره کرد. از میان آثاری که توسط انتشارات قطره منتشر شده می‌توان به «پستچی»، «خواب گل سرخ» و «شیدا و صوفی» از آثار چیستا یثربی، «نفر دیگری که در بهشت ملاقات می‌کنید» اثر میچ البوم، «اسکندر» اثر الیف شافاک، «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد»، «گریز دلپذیر» و «من او را دوست داشتم» از آثار آنا گاوالدا، «بار هستی» اثر میلان کوندرا، «داستان‌های جشن تولد» اثر هاروکی موراکامی، «بی‌خود و بی‌جهت» اثر شهلا حائری، «روی صحنه آبی» اثر اکبر رادی، «من ملاله هستم» اثر ملاله یوسف‌زی، «اکسیر» اثر دیپاک چوپرا، «آب دوغ خیار» اثر رضا بهرام‌پور و همچنین «آدامس با طعم اکالیپتوس» اثر فریبا خانی اشاره کرد.

چک... چک... چک... هر قطره‌ای برای خود داستانی دارد و شاید اگر می‌توانست قلم به دست بگیرد و داستان زندگی‌اش را بنویسد، قصه‌‌ا‌ی خواندنی و کتابی پرفروش می‌شد؛ از آغاز تشکیلش تا لحظه‌ی وصالش به دریا، دریایی که با همه‌ی بزرگی‌اش چیزی نیست به جز یک دورهمی دلچسب از قطرات کوچک آب؛ همین قطره‌ها هستند که وجود دریا را موجود می‌کنند. حتما شما هم شنیده‌اید که بی‌کرانگی و بزرگی خیلی چیزها را به دریا تشبیه می‌کنند مثل دانش. حالا یک سوال، قطرات دریای دانش چه چیزهایی می‌توانند باشند یا به عبارتی دیگر اجزای تشکیل دهنده‌ی علم و آگاهی چه‌ چیزهایی هستند؟ شاید بتوان نشر و کتاب را ذرات دریا و یا حتی اقیانوس بی‌کران علم و دانش دانست، که به‌حق گهواره‌ا‌ی گرم برای آن بوده و سالیان سال است که مهربانی آغوشش را به همگان ثابت کرده است. بهرام فیاضی (مدیر انتشارات قطره) نیز زمانی که می‌خواست برای نشرش نام انتخاب کند، همین اعتقاد را داشته؛ هر کتاب را چون قطره‌ای می‌دانست از دریای دانش، هدفش هم این بود که انتشارات قطره سریرِ آرامشی باشد برای این قطرات (کتاب‌ها). نشر قطره از سال 1367 که کار خود را آغاز کرده تا به امروز توانسته بیش از 2000 عنوان کتاب در زمینه‌های مختلف منتشر کند. از جمله حوزه‌هایی که انتشارات قطره در آن ورود کرده می‌توان به ادبیات و رمان (چه داخلی و چه خارجی)، تئاتر، روانشناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم اجتماعی، خاطرات و زندگی‌نامه، زبان‌شناسی، فلسفه و عرفان، پزشکی، دین و هنر اشاره کرد. از میان آثاری که توسط انتشارات قطره منتشر شده می‌توان به «پستچی»، «خواب گل سرخ» و «شیدا و صوفی» از آثار چیستا یثربی، «نفر دیگری که در بهشت ملاقات می‌کنید» اثر میچ البوم، «اسکندر» اثر الیف شافاک، «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد»، «گریز دلپذیر» و «من او را دوست داشتم» از آثار آنا گاوالدا، «بار هستی» اثر میلان کوندرا، «داستان‌های جشن تولد» اثر هاروکی موراکامی، «بی‌خود و بی‌جهت» اثر شهلا حائری، «روی صحنه آبی» اثر اکبر رادی، «من ملاله هستم» اثر ملاله یوسف‌زی، «اکسیر» اثر دیپاک چوپرا، «آب دوغ خیار» اثر رضا بهرام‌پور و همچنین «آدامس با طعم اکالیپتوس» اثر فریبا خانی اشاره کرد.